اگه گفتی من کیــم؟2

سلامــــــــــــــــــــــــــ
خیلی خوشحالم که ازاین رمان خوشتون اومده.
اینم قسمت جدید
منتظرنظراتتونــــ ــ هستم...

ادامه نوشته

رمان جدید-اگه گفتی من کیم؟

سلام به همگی.بالاخره بنده بارمان جدید اومدم!!
دل شکسته جان رمان دونیمه سیب به نظرم زیاد جالب نبود شرمنده!
نرگس جونم رمان عروسی سکوت خیلی قشنگ بود وبعدازاین رمان اونو میذارم.
رمانی که میخوام بذارم رمان"اگه گفتی من کیم؟" هستش.یه سبک باحالی داره وباهاش میخندین.
امیدوارم خوشتون بیاد.
ادامه نوشته

سلام

بچه ها من هنوزنمیدونم چه رمانی بذارم.لطفا بازم نظربدید.
تودوران امتحان ها اگه سختتونه میتونید هفته ای یک بارهم آپ کنید.لازم نیست زیاد آپ کنید.
کاش تابستون بود تا خیلی هاازدست من ناراحت نبودند...
الان احساس میکنم هیچکی منودوست نداره وخیلی دختربدیم.
خودمودوست ندارم...

آدمـــــــــــــــ ــ

نیازنیست اطرافمون پرازآدم باشه
همون چندنفری که هستند ادم باشند کافیه...

میشناختمشــ ــ

یه نفرازم پرسید میشناسیش؟هزارتا خاطره ت اومد جلوی چشمم ،اما فقط یه لبخند زدم و گفتم : میشناختمش

نظرسنجی برای رمان جــــدید

سلام به همــــــگی.
اولا اینکه فصله امتحان هاداره نزدیک میشه وازدی به بعد هرکی خیلی مشکل داشت میتونه فقط هفته ای یه بارآپ داشته باشه هرچند الان هم...!بگذریم.
برای رمان بعدیم ازتون نظرسنجی میخوامـــــــــــــ.
رمان های مدنظرتون روپیشنهاد بدید من خودمم یه رمان توذهنم هست بالاخره یه چیزی میذاریم.
البته,یادتون باشه رمان های
ناب وخاص وقشنگی روکه خوندید پیشنهاد کنید!!
منتظرمــــــــــــــــــــ

آخرین غروب پاییزی (قسمت آخر)11

سلام.
من میدونم که خیلی دختربد وبدقولی بودم
اما نمیدونستم انقدر ازم ناراحتید که برای قسمت یکی مونده به آخری فقط دونظر بذارید!!!!
به هرحال,شاید واقعا حقم بوده.
اینم قسمت آخر.منتظرنظراتتون هستمـــ.
رمان بعدی روهم پیشنهاد بدید.

 بازم  فونتش درست نشد تقصیر من نیست باید باز توی wordکپی کنید شرمندم.من قشنگ مرتب میکنم میذارم فکرکنم به خاطر کامپیوترهمسایه خونه مامان بزرگم هست که اینطورمیشه.یه دنیا شرمندم.

ادامه نوشته

آخرین غروب پاییــزی10


سلام به همگی.
فرارسیدن ماه محرم وشهادت امام حسین علیه اسلام روبه همگی تسلیت میگم.ببخشید اگه دیرگفتم.
اینم قسمت بعدی.
به خاطربدقولی هام رمان نه در3-4 قسمت بلکه دریک قسمت دیگه تموم میشه
.


یکی مونده به آخری!
منتظرنظراتتون هستمـــــ
رمان بعدی هم بگید جی دوست دارید براتون بذارم.

این بارهم که نسبتا ک گذاشتم یازفونتش ریز میشه
اهــــــــــــــــــــــ
خیلی شرمندم بچه ها کپی کنید وتوی wordبخونید.
بازم شرمنده.


ادامه نوشته

آخرین غروب پاییــزی9

سلاااااااااااااام سلام
اینم قسمت بعدیه رمان.رمان نهایتا در3-4قسمت دیگه تموم میشه وقسمت بعدی قسمتیه که به اوج میرسه.
این قسمتم روبادقت بخونید.من خودم خیلی گریه کردم.
منتظرنظراتتون هستمـــــــــــــــــ
درضمن,ازالان به فکررمان بعدی هم باشید
واقعاببخشید که دیرگذاشتم هرکاری میکردم نمیشد مطلب بگذارم

ادامه نوشته

آخرین غروب پاییــزی8

سلاااااااااااااااام
خوبیـــــــــــــــــــد؟
ما داریم خونمون رو عوض میکنیم برای همینم خیلی مشکلمه که زود به زود بیام
خیلی خوشحالم که اومدمـــــــــــــــــــــ
اینم ادامه ی رمان برای شما
ازدوستای گلی که تونبودم اینجا رو سرپانگه داشتند خیلی ممنونم
عیدتونم مبارک

ادامه نوشته

آخرین غروب پاییــزی7

سلام.شمامیتونید هرچی خواستید به من بگید.اما باورکنید مشکل خیلی بزرگی داشتم ونمیتونستم بیام.
واقعا معذرت میخوامــــــــــــــــــــ

بفرمایید ادامه ی رمان

ادامه نوشته

رمان آخرین غروب پاییــزی6

سلام به همه ی خوانندگان گل ودوستای خوبمـــ
اینم قسمت بعدی رمان
این رمان چطوریه؟راضی هستید یا افتضاحه؟!!میدونم که خیلی دیرگذاشتم اما باورکنید اصلاحش خیلی سخت ووقت گیره.بازم اگه غلطی املایی داشت به بزرگی خودتون ببخشید.سعی کردم زیادبگذارم تا جبران تاخیرم رو بکنم.
منتظرنقد ها ونظرهاتون هستمــــ

ادامه نوشته

رمان آخرین غروب پاییــزی5

سلام به دوستای عزیزمـــــــــــــ
اینم قسمت بعدی رمان
سعی کردم بیشتربگذارم امیدوارم راضی باشید
شماهم بانظرهاتون شارژم کنید

ادامه نوشته

خبری مهــــــــــــــــــم

سلام
یک خبرمهم ازطرف "پاپیون(پونه2)"
بچه ها پاپیون جون کیبوردش خرابه فعلا تامدتی نمیتونه بیاد.
عذرش موجه.
خواست تا بهتون بگم تانگید چقدربی معرفته.
منتظـــــــــــــــر حضورت پاپیون جونیــــــــــــ.

آخرین غروب پاییــزی4

سلامممممممممممممممم به همگی
چطورید خوبید؟بامدرسه ها ودانشگاه ها درچه حالید؟
من که بدنیستم
اینم قسمت بعد رمان
مرسی ازاونایی که نظردادن
منتظرنظرهاتـــــــــــــــون

ادامه نوشته

غروب پاییـــزی3

سلام به دوستای عزیزی که این رمان رودنبال میکنند.
امیدوارم تا این جای رمان ازش لذت برده باشید
من خودم خیلی دوستش دارم.ازدوستانی هم که نظرمیدن خیلی ممنونمـــــــــــــــــ
اینم این رمان پاییزی زیـــــــــــــباقسمت بعدیش حساسه نظرندید حالاحالا ها نمیذارم ها گفته باشمممم
بفرمایید ادامه مطلبــــ

ادامه نوشته

آخرین غروب پاییـــزی2

سلام دوستان عزیز.
قسمت بعدآخرین غروب پاییزی.
فصل پاییزه ورمان پاییــــزی.
منتظرنظرهای پربارتون.

ادامه نوشته

نویسنده های عزیــــز...

سلام به همه ی دوستان عزیزوخوانندگان گرامی ونویسنده های گلــــ
این آپ مخصوص نویسنده های گــــل()این وبلاگه.
نویسنده های عزیزبفرمایید ادامه ی مطلب...
ادامه نوشته

آخرین غروب پاییــــزی1

 سلام به همه ی دوستای عزیزوخوانندگان گرامی.اینم قسمت اول این رمان.این رمان اسمش آخرین غروب پاییزی هست ونویسندش سرکارخانم نسرین برومند هستند.
رمان بسیاربسیارزیبایی هست وتوصیه میکنم همه بخونید.اگه یادتون باشه گفتم که اینجا هم ازخودمون رمان گذاشته میشه هم رمان های خیلی خاص وناب روتایپ میکنیم ومیذاریم.
این رمان هم یکی ازهمون رمان های ناب وخاصه.
بخونید ولذت ببرید.
منتظرنظرهای پربارتون هسـتـــــــــــــــــــــــــم.
پ.ن:این رمان رومن خودم تایپ نمیکنم وازسایت  
9 8 i A کپی میکنم اما در word
اصلاح میشه وبعدداخل وبلاگ میذارم.یعنی به طورمستقیم ازاونجانمیگذارم.گفتم که درجریان باشید.

آخرین غروب پاییزي....
در جاده بی انتهاي زندگی...
فقط پاییز را می بینم...
فقط برگ هاي زرد ونارنجی را می بینم...
که زمین را پوشانده اند...
و اینک من...
دختري تنها در فصل پاییز...
بابا چشمانی مشتاق...
در انتطار آمدن بهارم...
تا با آمدنش جریان حیات را...
در رگ هاي خشکیده قلب من...
جاري سازد...
اما هرگز نمی دانستم...
آخرین غروب پاییزي از راه می رسد...
و من با دلی آکنده از عشق و امید...
راهی گورستان آرزوها خواهم شد...
وآرزو هایم را همراه با خودم...
به خاك خواهند سپرد...

و هر گز نمی دانستم...
آخرین غروب پاییز از راه خواهد رسید...
غروبی که براي من هرگز طلوع نشد...
وچشمان مشتاق من بار دیگر حتی خورشید را ندید...
و حالا دیگر دیرست...
چرا که حالا برف زمستانی آشیانه قبر مرا پر کرده است...
و انگاه که گیاه کوچکی کنار قبر من جوانه زد...
آري بهار رسیده...
اما هرگز از یاد نبر...
آخرین غروب پاییز سر رسید...
ودیگر طلوعی وجود ندارد
نسرین برومندآذرماه 13

ادامه نوشته

سلاممممممممممم من اومدم

ســـــــــــــلام وصد سلامــــــــــــــ به دوستای گلم.انگارنه انگار که من چندروزنبودم.هیچ خبری ازم نگرفتید بیمعرفتـــــــــــــــــا.لب تابم خراب بود نمیتونستم بیام.
باعرض معذرت نسبت به تمام کسانی که رمان پریچهرروخواسته بودند
چون الان پونه جون داره یه رمان ازم.مودب پورمیذاره من ترجیح میدم فعلاپریچهررونذارم وبره برای دوره ی بعد.
رمانی که قراره فردا براتون بگذارم خیلی خیلی قشنگهههههههههههههه
حتمادنبال کنید

فعلـــــــــــــــــــا

نظرسنجی رمان بعـــــــــدی

سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.چطورید دوستای گلم؟خوبیــــــــد؟ازرمان قبلی خوشتون اومد؟چطوربود؟؟برای رمان بعدی من خودم یه رمان توفکرمه وبه احتمال زیاداون رومیگذارم.
اگه شما رمان خاصی مدنظرتون هست بگید تااون روبگذارم
درغیراین صورت که یافردا یاپس فردا
منتظریه رمان جدید وعالیـــــــــــــ باشید
درضمن ورود دوستای گلم عاشقـــ وღپونهღ
رو به این وب تبریـــــــــــــــــــــــــک میگم.

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ38(قسمت آخر)

سلامـــــــــــــــ دوستای گلم.اینم قسمت آخررمان.دوست دارم بانظرهاتون بترکونیــــــــــــــــــــــد.
آخرش خیلی قشنگهـــــــــ
به زودی میگم رمان بعدی چیه اگه رمان خاصی مدنظرتون هست
بگید تابذارم
ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ37(قسمت یکی مانده به آخر)

سلامــــــــــــ به همگی.به خاطرجبران تاخییردیروزم اینم قسمت یکی مونده به آخر.
اگه خیلی خواننده های خوبی باشید وکلیــــــــــــــ نظربگذارید
منم قسمت آخررو به جای فردا امروزمیگذارم

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ36

سلام.میدونم خیلی دوست دارید یه کتک مفصل به من بزنید.اماامروزخیلی خیلی خیلی داغون بودم.خیلی زیــــــــــــــــــــــــــــــــاد.برای همینم دیراومدم.میدونم شرمندگی فایده نداره,امامن الان خیلی داغونم به بزرگی خودتون ببخشیـــــــــــــــد.
وقتم برای اصلاحش نداشتم.غلطی داشت به بزرگی خودتون بازم ندید بگیرید.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ35

سلام دوستای گلم.مرسی ازنظرهای پربارتونــــــــــــــ.اگه همیشه اینطوری نظربگذارید منم به جای نصفه شب عصرهامیذارم.ببخشید اگه امروزیه ذره کمترگذاشتم,چون باید بازم یه جای حساس تمومش کردم تابرام نظربذارید.

منتظرنظرهاتون.
اگه نظرنگذارید رمان رونمیذارم.
تازه الان پونه هم نیست,دل شکسته هم معلوم نیست کجاست فقط من رمان میذارمها.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ34

سلام بچه ها.قبل ازاینکه فحش بارونم کنید بذارید توضیح بدم که تاهمین چنددقیقه پیش روبه موت بودم وداشتم میمردم.حالم خیلی بد بود.فقط به خاظرشمااومدم وب تارمان روبذارم.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ33

سلام دوستای عزیزوگلمــــــــ.توی یه جای خیلی خیلی حساســــــ تمومش کردم.اگه اذیت کنید ونظرنذارید عمرا اگه قسمت بعدشو تا یه هفته بذارم.
یه همچین آدمی هستم من.

خود دانیــــــــــــــد

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ32

سلام دوستای گلم.ببخشید ازتاخیرم.آخه خونه نبودم که بذارم.چیزی تاقسمت هیجانی نمونده.منتظرباشید.
نطرم یادتون نــــــــــــــره.گناااااااااااااه دارم

اگه اذیت کنید ونظرنذاریدومنم قسمت بعدی که جزوحساسترین قسمتهاس رونمیذارم
ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ31

سلام بچه ها.ببخشید اگه دیرشد.غلط املایی هم داشت به بزرگیه خودتون ببخشید وقت نکردم چکش کنم.
نظرم ایشالایادتون نمیره.

ادامه نوشته

تولدم مبارکــــــــــــ

سلام سلام به همه ی دوستای گل وخواننده های عزیزاین وب.بچه هامن امروزساعت 4بعدازظهردنــــــــیامیام.امروزتولدمه همتون دعوتید!!!هوراااااااا تولدم مبارک!!!
یه نکته هم باید بگم که من دیشب سرمای بسیاربدی خوردم وحالم افتضاحه فعلا.میدونید که روزاول سرماخوردگی چقدربده.
تازه دوشنبه هم فاینال زبان دارم وهیچیـــــــــــــــــــ نخوندم!!!یعنی حسش نیست دیگه.
سعی میکنم زیرقولم نزنم وبرای شماآپ کنم.میدونم قسمتهای حساسشه.میذارم.
فقط شماهم دعاکنید من خوب بشم وزبانم رونیفتم.
مرسیــــــــــــــــــــــــــــ

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ30

سلام بچه های گلـــــــــــــــ.خداییش حال میکنید من چقدرخوش قولمــــــ.اینم یه قسمت دیگه که بازم زیادگذاشتم.شماهم بانظرهاتون بترکونیـــــــــــــــــــــــــد

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ29

سلام دوستای گل خودمــــ.این رمان قشنگ دیگه به قسمتای آخرش رسیده.برای همینم دیگه هرروزمیگذارم تازودترتموم بشه ورمان بعدی روشروع کنم.اگه رمان خاصی مدنظرتونه بگیدتابراتون بگذارم.
ایشالانظرم که یادتون نمیـــــــــــــــــــــــــره.
نه تنها برای من بلکه برای همه نظر بذارید

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسل28

سلام خواننده های گلــــــــــــــــ.اینم ادامه ی رمان سفارشی برای عاطفه جونـــــــــ.
نظرم که ایشالایادتون نمیـــــــــــــــــــــــره.
منم دخترخوبی بودم وزیـــــــــــادگذاشتم!!

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ27

سلام دوستای گلمــ.شرمنده ازتاخیرم.عموی مادرم فوت کردند ونتونستم بیام وادامشوبذارم.
ممنون میشم اگه یه فاتحه براشون بخونید.
نظرم برای من یادتون نــــــــــــــــــــــــــــــــره.
ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ26

سلام به خواننده های گلـــــــ.ادامه ی رمان روگذاشتم.

بابانامردی نکنیدوبرای رمان منم نظربگذارید دیگه.من گناه دارم به خدا.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ25

سلام به دوستای گل وعزیزمـــــــــ.اگه دیرشدببخشیددرعوض زیادگذاشتمـــ.
برای قبلی که نامردی کردیدونظرنگذاشتید,برای این یکی بگذارید.

ادامه نوشته

"خبر"

سلام دوستان گلم.پیامی ازطرف دل شسکته براتون دارم.دوستان عزیزدل شکسته کامپیوترش سوخته وچندروزی نمیتونه بیادوب وداستان روبذاره.خواستم بهتون بگم که ازش دلگیرنشید.

دل شسکتهــــــــــ عزیزهمه منتظرتیم.

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ24

سلامــ.ازنظراتتون ممنون دوستان عزیزم.ادامه ی رمان سفارشیه به خصوص برای دل شکسته ی عـــزیز.
چندقسمت دیگه بیشترنمونده وازالان بگم نظرنذاریدمنم رمان نمیذارم!!!
فدای دستاتتون بشم من!!یه نظرناقابل بذارید ممنون میشم.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـــ23

سلامــــــــــــ.چون هیچکدوم ازاین نویسنده های عزیزاین چندروزپستی نگذاشتند,این پست من خیلی طولانیه.

امیدوارم لذت ببرید.
الهی خداهرچی میخوایید بهتون بده اگه لطف کنیدویه نظری به من حقیربدید!!

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ22

سلام.ادامه ی این رمان جذاب,مخصوصابرای پـــــــــــــــــــونه جون.
پ.ن:این رمان به زودی تموم میشه.رمان بعدی خیلیـــــــــــــــــــ قشنگه.کوتاهترم هست,پیشنهادمیکنم حتمابخونید.اگه رمان خاصی مدنظرتون بودبهم بگید تابراتون بگذارم.
پ.ن2:دوست عزیزی به نام هستی من ازتوهیچ آدرسی ندارم چه جوری خبرت کنم؟؟

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ14!!!!

سلام.اگه من اشتباه کردم وحواسم نبوده,چراشمابه من نگفتید؟!!!!
یعنی انقدراین رمان واسه هیچکی اهمیت نداره که هیچکی نفهمیده یه قسمتش جاافتاده!
درحالی که من مطمئن بودم گذاشتم ونمیدونم چیشده.
مرسی ازتوجهتون.
داره میزنه به سرم وبوواگذارکنم به سحرودل شسکته وبرم پی کارم!!
پ.ن:توروخداکامنت تبلیغاتی نگذارید.من که بدون خوندن پاک میکنم وقت خودتون تلف میشه.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ21

سلام به همه ی خواننده های عزیـــــــز.شهادت امام علی(ع)روهم تسلیت میگم.
دوستان گلم ادامه ی رمان روگذاشتم وبه شدت هم ازتون دلخورم!!باباشما دوستای گلی که برای نویسنده های دیگه وب نظرمیگذاریداگه برای من هم نظربگذاریدچی میشه؟نظردادن که کاری نداره اخه.اگه برام نظرنگذارید دیگه رمان رونمیگذارم,هرچند...فکرنکنم برای کسی مهم باشه!!
فعــــــلا.
پ.ن:منم نظرمیخوام!!خداییش نظرنمیدیدخیلیــــــــــ بی معرفتید.

ادامه نوشته

اطلاعیــــه

سلام به همــــگی.یه اطلاعیه برای نویسندگان عزیزاین وب دارم.نویسنده های گل,من نظرهاروبعدازدوروزتاییدمیکنم.یعنی تادوروزخودتون وقت داریدبه نظرهاتون جواب بدید,اگرجواب ندایدمن بااسم خودم جواب میدم وتاییدمیکنم.
پس لطفابه این نکته توجه کنیدوبه وب سربزنید,حتی اگه قصدنداریدپســـــت تازه ای داشته باشید.
خیلی ممنون.
مدیروب"دختری ازجنس احساسـ"
پ.ن(خیلی مهم):چیزی رودیدم که خیلی ناراحتم کرد.توهین به نویسنده هاممنوع لطفـــــــــــا.اگه مشکلی باداستانهادارید میتونید به وب نیایید ونظرندید.

التماسـ دعا

سلام.دیشب شب ضــربت خوردن امام علی(ع)بود.شبی که همه تاصبح بیدارموندیم وازخدا طلب آمرزش کردیم.

الهیـــ همه ی آرزوهای قشنگتون برآورده بشه.
التماســــ دعادارم ازهمگی.
"دختری ازجنس احساس"
پ.ن:...تواگه نمیترسیدی وراست میگفتی وپسربودی اسمتومیذاشتی ومیگفتی کی هستی.وایییی ترسیدم.

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ20

سلام.ادامه ی رمان روبراتون گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد.
پ.ن:...من شمارو به جانمیارم.شماهم هیچکاری نمیتونی بکنی.
پ.ن2:...لطفامجبورم نکن آدرس وبم روعوض کنم.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـــ19

بابت تاخیرم واقعامعذرت میخوامـــــــــــــــــــ
اینم ادامه.
پ.ن:باعرض معذرت به شخصی بااسم...:
هیچ غلطی نمیتونی بکنی چون اشتباه گرفتی.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ18

اینم ادامه رمان.بابت تاخیرم معذرت میخوام.
به دوست وهمکارعزیزم سحرهم تبریک میگم که به جمع نویسندگان پیوست.
چشم انتظارمطلب قشنگش.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ17

اینم ادامه این رمان زیباوهیجان انگیز...

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسل16

سلام دوستای گلم.

باباخودموکشتم بس که گفتم نظربدید.اخه مگه چی میشه؟؟امروز153نفربازدیدکردندیک نفرهم نظرنگذاشته.واقعاکه.

ادامه...

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ15

ممنون ازاینکه انقدرپروپیمون نظرمیذارید.ممنون ازنقدهای کاملتون.این چه وضعشه آخه؟!!

ادامه ی رمان...

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ14

اینم ادامه رمان.این قسمتوطولانی گذاشتم.یه ذره وحشتناکه.داستانش نه,ادمش!!


ادامه نوشته

یه درخواست فوری!

سلامــــــــــــــــــــــ

یه درخواست خیلی فوری داشتم.کسایی که لطف میکنندومیان تووب,حتمااین پست روبخونند.
من دنبال شخصی هستم که بتونه به من یادبده تاچه جوری جلدطراحی کنم.ممنون میشم اگه کسی بلدبودمنم روراهنمایی کنه.
دختری ازجنس احساســ

یه خورده گله دارم!

سلام به دوستای گلمــ.این وبلاگ یه مدتیه افتتاح شده امابازدیدش تاالان به دیدمن خیلی خوب بوده.یه روز140نفربازدیدکرده بودنداماتعدادبسیارکمی نظرگذاشته بودند.دوستان گلم,برای بهترشدن کیفت وبلاگ باید بانظرهاتون به من کمک کنید.درضمن,هررمانی که به نظرتون ناب وخاصه روبگیدتامن اینجابذارم.
رمان خودم هم درراهه منتظرباشید!!
نکته:خواهش میکنم نظرتبلیغاتی نگذاریدچون حذف میشه.ممنون.
منتظرنظرهای پربارتون.
دختری ازجنس احساســ

رمان چشم هایی به رنگ عسل13

ادامش...من خودم اولین باری که خوندم برای این قسمت وقسمت قبلش گریه کردم!!

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ12

یه سلام گرم وپرانرژی به همه دوستای گلم.

یه قول میخواستم بهم بدید.
وقتی این قسمتوخوندیدیه لیوان اب قندکنارخودتون بذاریدتامبادافشارتون بیفته!!
خیلی مهیجه...

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ11

درانتهای این قسمتــ باشوک بزرگی روبه رو میشیم ودرقسمت بعدبه چیزهایی پی میبریم که...
ممنون ازدنبال کنندگان.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ10

سلام به دوستای عزیزم وخوبی که این رمان زیبانوشته خانم کلهررودنبال میکنند.
ابنم ادامه این رمان...
ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ9

اینم ادامه رمان.امروزتولدخواهرمه برای همین تاالان نتونستم بیام.شرمندم.

نظریادتون نره.

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ8

سلام دوستای گلم.

این قسمتش تویه جای حساس تموم میشه
وقسمت بعدازخاطراتی میگه که شایدخیلی هارومتعجب کنه
....

ادامه نوشته

چشم هایی به رنگ عسلــ7

سلام.اینم ادامه این رمان برای شمابه خصوص نوازش گل چون فکرنکنم جزاون کسی این رمان رودنبال کنه...

ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلـ 6

اینم ادامه این رمان زیباکه خودم به شخصه خیلی دوستش دارم.

این قسمتش تویه جای حساس تموم میشه!!

خیلی بدجنسم نه؟
هرچندفکرنکنم جزیک نفرکسی این رمــان رودنبال کنهــ....

ادامه نوشته

چشم های به رنگ عســلــ5

سلامی دوباره.راستی بابت اسم هایی که برای رمانم پیشنهادکردیدخیلی ممنون!!بابت نظرهای زیادتون هم همینطور!!!بابایه نظری یه کمکی یه چیزی ای بابا.
ادامه نوشته

رمان چشم هایی به رنگ عسلــ4

سلام به همگی.اینم قسمت بعدی این رمان زیبا.
ببینیدمن چه دخترخوبی هستم که زودبه زودبراتون رمان رومیذارم.
شماهم نظربدید.
راستی برای اسم رمانم ازتون کمک میخوام.
یه رمان باژانرعاشقانه وخیلی قشنگ که اسم شخصیت اصلیش آرامه.
رمان کلاعاشقانه ست ومن درگیراسمی براشم.
کمکم کنید.
ممنون.
ادامه نوشته

رمانــ چشم هایی به رنگ عســـل3

سلام دوستان عزیزم.این قسمت سوم رمان زیبــــای چشم هایی به رنگ عسل.
درانتظاررمانم باشید.هنوزدنبال اسمم!!نظریادتون نره.
مرسی.

ادامه نوشته

رمان چشمـ هایی به رنگ عسلــ2

سلام دوستای گلم.اینم قسمت دوم رمان چشم هایی به رنگ عسل.نظرفراموشتون نشه.
پ.ن:رمان خودمم روبه زودی میذارم ودرحال پیداکردن یه اسم خوب براشم.
پ.ن2:اگه رمان ایرادی داشت حتماتونظرهابگید.
مرسی.

ادامه نوشته

رمان "چشم هایی به رنگ عســلــ"

سلامی دوباره به همه ی دوستان عزیزم.همونطورکه گفتم اینجاهم میشه ازخودتون داستان بگذاریدوهم میشه رمان های زیباونابی روکه خوندیداینجابگذارید.من رمان هایی روکه خودم نوشتم دارم ویرایش میکنم تادریه فرصت مناسب اینجابگذارم تانظرهاتونوراجبش بدونم.امروزیه رمان خیلی ناب وتک که خودم بسیاردوستش دارم روبراتون میذارم.
پ.ن:یادتون باشه فقط رمان های ناب اینجاتایپ میشند!!

پ.ن2:این رمان نوشته خانم زهره کلهراست وموضوعش هم پیرامون مسائل عاشقانه وزیبایی میچرخد.

ادامه نوشته