عشق به توان 6

اصلا حالم خوب نیست
یعنی یه جووووووری افتضاحم
بفرمایید ادامه مطلب

اصلا حالم خوب نیست
یعنی یه جووووووری افتضاحم
بفرمایید ادامه مطلب
ببخشید اگه همرو پشت سرهم گذاشتم...
راسش بنا به دلایلی دیگه اینجا نمیام...
فقط خواستم کارمو کامل تموم کنم که وب بهم ریخته نباشه....
دخی جونم ببخش اگه نویسنده بدی برات بودم...
از همه عذر خواهی میکنم...بای
قسمت هفتدهم!
قسمت هشتم!
سلام به همگی
اینم رمان جدید من
طنزش زیاده وبه حد کافی میخندید
بعضی جاهشم شاید ناراحت بشید
اما ارزش خوندن رو داره
+ببخشید اگه بعضی جاهاش گارای خاک برسری میکنن!!
پونه گفته دیگه هیچی روحذف نکنم.هرچندنفهمیدم کی من چیوروحذف کردم!
نظرم که یادتون نمیره!
رمان ناتاشا
نویسنده: یاسمین کاربر انجمن
خلاصه: "درباره دو تا خواهر دو قلو هست که پدرشون تیمساره و اونا رو مجبور کرده وارده ارتش بشن ."
مضمون: هیجانی، کمدی، عاشقانه
منبع: نودهشتیا
اینم بخااااااااطر عاشق جون
نماز نخوانید!
(شیطان)
شیطان که رانده گشت بجزیک خطا نکرد خودرابرای سجده ادم رضانکرد
شیطان هزارباربهترزبی نماز اوسجدهبرادم واینبرخدانکرد
کسانی که با فعالت وکوشش درتکثیروتوزیع ونشرمطالب زیربتوانن فقط یک نفررا به نماز خوانها اضافه کنند علاوه براجردنیوی واخروی برای همیشه در ثواب ان نماز شریک خواهندبود.
برید ادامه ی مطلب که حرف بسیار است.......
يه اكيپ 3 نفره دختر که برای دانشگاه تو شیراز قبول شدن اما خوابگاها همه پر بوده بعد مي گردن دنبال خونه كه به يه اكيپ 3 پسر برميخورن كه اونام همين مشكلو داشتن ولي با اين تفاوت كه خونه پيدا كرده بودن ولي شرط صابخونه كه يه پيرمرد تعصبي ايراني بوده متاهل بودن اوناس....
نویسندگان[غزل،مینا،نگین سایت 98یا]
دیگه وقت تلف نکردم بدون هیچ توضیحی قسمت اول رمان و براتون گذاشتم
فقط نظر یادتون نره...
در ضمن دخی جونم چرا آپ های گذاشتمون نمیشه نظر واسش گذاشت؟!
آها راسی این رمان گروهیه و بازم کاری از نود و هشتی هاست
نويسندگان: مهر90 و سياوش 68 كاربران 98 ايا
پس فردا آخریش و میدم و خلاص میشم
قصد داشتم تا آخرین امتحانمو ندادم آپ نکنما ولی طاقت نیاوردم...
اسمش هست که میگم نمیام وب اما باورتون نمیشه هرشب اومدم و الکی چرخیدم!
چون هیچی واسه خوندن نبوده هی الکی از اول صفحه میام آخر صفحه....!!!
چون رمان غزال ودخی خونده بودپشیمون شدم ومیخوام رمان سواربربال سرنوشت وبذارم
امیدوارم خوشتون بیاد... دخی زود برو تو کارش برام خوچل تو موضوعات بنویسش...
آها راسی ... ستی چرا دیگه آق شوهرت نمیادش؟!
میگما.....
نقاب عاشق یه چیز خوب هم توش هست؟؟؟هی میخونم میرم جلو این پسره ارسام هرشب با یکی می خوابه
خدا اخرشو به خیر بگذرونه
وای وای وای وای وای
فردا بچه ی من به دنیا اومد خواست رمان بخونه به نظرتون چی باید بهش بگم؟؟
بیاد این بد اموزی هارو بخونه؟؟؟
وای وای وای وای وای
چشماتون در میارم اگه تا اون موقع رمان اموزنده برای بچه ی من ننویسید
پونه جون........مثبت بود
امیدوارم زودی امتحاناتتون تمام بشه ودوباره وب رونق بگیره
موفق باشید.یاعلی