♥غزال♥20

اینم قسمت آخر این رمان

بچه ها شاید دیگه این آخرین آپم باشه امیدوارم توی این مدت از دستم راضی بوده باشید

منکه خعلی راضی بودم از همتون! عاشق همتونم و واقعا از ته قلبم همتونو دوست دارم

من خعلی وقت پیش اینو اعلام کرده بودم که وقتی من اومدم نیکی اسممو نوشت پس وقتیم میرم اون اسم منو پاک میکنه...

اینجا که سربازی نیست که ارتقا بگیریم...یعنی چی که من مدیرم؟ 

مدیر از اولش تو بودی و خواهی بود...

فک کنم یادت باشه اون دفعه بهم چی گفتی...

گفتی اگه تو بدون دلیل بری من وبو میحذفم حالا نوبه خودت که شده دلیل ملیل لازم نداره؟!

ولی دیگه مهم نیست هرجور خودت دوست داری... فقط قبل از رفتنت اسم منو هم پاک کن

ادامه نوشته

♥غزال♥19

این قسمت یکی مونده به آخره...

نظرتونو راجبهش بگین...

در ضمن یه سوال داشتم ازتون...

به نظرتون قشنگترین رمانی که تا حالا گذاشتم چی بوده؟!

ادامه نوشته

♥غزال♥18

میگم خوب شد من مرخصی گرفتما خانوم مدیر...

بخدا وب که هیچی منم پوسیدم...

+در ضمن صبا خانوم نظر یادت نره هاااااااااااااااااااا

این آپه فقط مخصوص تو بود چون جز شما کسی در خواست نکرد


ادامه نوشته

♥غزال♥17

به قول شاعر که میگه:

جون بیبی کجایی تو یارم .... جون بیبی نده تو آزارم

البته قابل توجه فاطی خانم                mj

ادامه نوشته

♥غزال♥16

سلام به همه

از این به بعد اگه یکیتون به من بگین پونه میکشمتون از این به بعد باید منو مهندس پونه صدا کنین یکیتون بامن شوخی کنین پدرتون در میاد...باید با مهندس این مملکت با کمال احترام صحبت کنین 

ینی اگه چهارقلو میزاییدم آسون تر این بود که اومدم رشته معماری پدرم در اومده! 

هی به مامانم گفتم برو منو رشته آبیاری گل های قالی ثبت نام کنا هی زد تو سرم گفت بی تربیت!آخه یکی نیست بگه مادر من چرا نمیذاری از همون اول بچت بره رشته مورد علاقه خودش!


در ضمن قابل توجه دخی: من از این به بعد حقوق میگیرم آپ میکنم حقوقمم باید اندازه یه معمار باشه تازه همینم که براتون آپ میکنم افتخاریه نصیبتون...الان دیگه من مثه جنیفرلوپز معروفم

ادامه نوشته

♥غزال♥15

اصن حس خوبی ندارم...

احساس میکنم کامل معتاد فیس بوک شدم!


+الان داشتم آپ های گذشتمو نگاه میکردم...(همونا که اویل اومدنم گذاشته بودم)

دیدم من چقدر باشما رسمی و مودبانه حرف میزدمااااااا...

باید اینو همیشه یادتون باشه که من یه مدت خعلی مودب بودم

ادامه نوشته

♥غزال♥14

اینم قسمت بعد...


+ایشالا شوهر گیرتون نیاد اگه برا من نظر نذاریدا

ادامه نوشته

♥غزال♥13

دکتر علی شریعتی میفرمایند:

هرکس برای آپ های پونه نظر نگذارد در آخرزمان اورا به سلابه میکشند!

ادامه نوشته

♥غزال♥12

یعنی من عین چی منتظرم تا یکی آپ کنه که بعدش خودم آپ کنم!

آخه خعلی مسخرن پشت سر هم آپای من باشه

ادامه نوشته

♥غزال♥11

سلام

دخی جون اگه واقعا فقط برای مدتی هست اشکال نداره... 

ماکه اینهمه منتظرت بودیم این چند مدتم روش،من کمکت میکنم تا اونجا که بتونم

فقط یه چیز...

ببخش اگه حرف بدی توی کامنت بهت زدم اعصابم خورد بود...

الان که توجه کردم از طرز برخوردم ناراحت شدم...ببخش

ادامه نوشته

قهرم با همتون!

تولد مام اومد و تموم شد و رفت هیچکی نه یه شوتی فوتی تبریکی کوفتی زهرماری به ما نگفت!!!

♥غزال♥10

اینم قسمت ده...

باور کنین کرک و پراتون نمیریزه اگه نظر بذارید!

ادامه نوشته

♥غزال♥9

واااااااااااااااااااااااااای چرا هیچکی نمیاد دیگه...

دخی تو مشکل داری بقیتون چی؟!

خب بیاین دیگه... خب شما که نیاین من باید برا کی اپ کنم؟!

ادامه نوشته

♥غزال♥8

اینم بعدیش...


ادامه نوشته

♥غزال♥7

دوزتان نظر یادتون نره...:-2-40-:
ادامه نوشته

♥غزال♥6

مرگ من یکی منو ادم حساب کرد؟!...

آی خداااااااااااااااااا اینام دوست شدن ما داریم....

هرکی رو برق میگیره مارو لنگه کفش ننه ادیسونم نمیگیره...:-2-28-:

خودشون واسه خودشون بریدن و دوختن و قیچی کردن و لباس درست کردن و....

ولی چیکار کنیم دیگه ما کشته مرده رفاقتیم... رفیق اگه به ما عکس بده جنازه طرفو تحویل میگیره...

دخی جون یه بار دیگه کارایی که باید بکنمو مرتب بهم بگو تا حالیم شه...

آها راسی یه چیز دیگه یادم رفت بگم.... سلااااااااااااااااااااااااااااااام

ادامه نوشته

♥غزال♥5

اینم آخریش...

ببینید چه دختر خوبی بودم...

براتون سه تا آپ کردم شمام باید کلی نظر خوچل بهم بدید..

بابای...نه نه نه...به قول بنده خدایی:

تا درود دیگر بدرود

ادامه نوشته

♥غزال♥4

اینم بعدیش

ادامه نوشته

♥غزال♥3

اینم از قسمت بعدیش...نظر یادتون نره

ادامه نوشته

♥غزال♥2

خب بعدیش...

نظرم یادتون نره لفطا!

ادامه نوشته

♥غزال♥

لیدیز اند لیدیز (اینجا جنتلمن پنتلمن نداریم)

خوب اینم از رمانی که گفته بودم... متاسفانه اینم من هرچی دنبال خلاصش گشتم نبود

پس در نتیجه مستقیم میذارم خودتون برید بخونید *:-* kiss

ادامه نوشته

رمان جدید!

سلام

دخی چرا وب اینطوری شده...؟!

عاشق کو؟

شوهرش کو؟

دلی کو؟

پاپیون کو؟

واقعا قاطی کردم... وب یه جوری شده برام... ! کاش مامانم اجازه میداد میومدم...

 حداقل اینطوری عذاب وجدان نداشتم

دخی تو فعلا لطفا عنوان رمان بعدیه منو بذار تا هروقت خواستم اپ کنم مشکلی نداشته باشم

رمان بعدی که میذارم غزاله...

دخی جون میدونم خوندیش اما باور کن مجبور بودم زود انتخاب کنم و چیز دیگه ای به ذهنم نرسید!


♥سوار بر بال سرنوشت♥18

قسمت آخر...!

ببخشید اگه همرو پشت سرهم گذاشتم...

راسش بنا به دلایلی دیگه اینجا نمیام...

فقط خواستم کارمو کامل تموم کنم که وب بهم ریخته نباشه....

دخی جونم ببخش اگه نویسنده بدی برات بودم...

از همه عذر خواهی میکنم...بای

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥17

قسمت هفتدهم!


ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥16

قسمت شونزدهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥15

قسمت پونزدهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥14

قسمت چهاردهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥13

قسمت سیزدهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥12

قسمت دوازدهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥11

قسمت یازدهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥10

قسمت دهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥9

قسمت نهم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥8

قسمت هشتم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥7

قسمت هفتم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥6

قسمت ششم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥5

قسمت پنجم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥4

قسمت چهارم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥3

قسمت سوم!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥2

ادامش!

ادامه نوشته

♥سوار بر بال سرنوشت♥1

خوب اینم رمان جدیدی که گفته بودم...

دیگه وقت تلف نکردم بدون هیچ توضیحی قسمت اول رمان و براتون گذاشتم

فقط نظر یادتون نره...

در ضمن دخی جونم چرا آپ های گذاشتمون نمیشه نظر واسش گذاشت؟!

آها راسی این رمان گروهیه و بازم کاری از نود و هشتی هاست

نويسندگان: مهر90 و سياوش 68 كاربران 98 ايا

ادامه نوشته

نظر نظر نظر...حلالت نمیکنم اگه نظر نذاری!

من هنوز امحتانانم تموم نشده ها...

پس فردا آخریش و میدم و خلاص میشم

قصد داشتم تا آخرین امتحانمو ندادم آپ نکنما ولی طاقت نیاوردم...

اسمش هست که میگم نمیام وب اما باورتون نمیشه هرشب اومدم و الکی چرخیدم!

چون هیچی واسه خوندن نبوده هی الکی از اول صفحه میام آخر صفحه....!!!

چون رمان غزال ودخی خونده بودپشیمون شدم ومیخوام رمان سواربربال سرنوشت وبذارم

امیدوارم خوشتون بیاد... دخی زود برو تو کارش برام خوچل تو موضوعات بنویسش...

آها راسی ... ستی چرا دیگه آق شوهرت نمیادش؟!

دست خودته...!

آدم ها بازی کردن رو دوست دارند،

این دسته خودته انتخاب کنی که...

اسباب بازیشون باشی یا هم بازیشون!!!

❤میراث❤9

خوب اینم فصل آخرررررررررررررررر...

میخوام رمان بعدی رو غزال بذارم....

هرکی خوندتش لطفا بگه تا عوضش کنم...لطفا!!!

ادامه نوشته

❤میراث❤8

خوب اینم فصل یکی مونده به آخر.........

نظر یادتون نره...راسی میگم این سایه رو کی از برق کشیده؟!

بچه داشت مثه چی برامون آپ میکردا...اینقدر دعواش کردید که قهر کرد...

عقشم هرکی دعوات کرد بگو تا خودم بکوشمش!!!*-ـ-*

ادامه نوشته

❤میراث❤7

مثلا خوابم میاد...

خوب بگو توکه از نت دل نمیکنی چرا دروغ میگی...آییییییییییییی خدا...

نظرررررررررررررررررررررر یادتون نرههههههههههه

ادامه نوشته

❤میراث❤6

سلووووووووووووووم...

شدید خوابم میاد...فقط به خاطر قولی که به دخی دادم اومدم گذاشتم...

اینم ادامش...

ادامه نوشته

❤میراث❤5

سلووووووووووووووووووووووووووم

براتون آپ کردم هوارتاااااااااااااااااااا

واستون طولانی گذاشتم برید حالشو ببرید...

+مرگ من سایه اینقدر آپ نکن... تورو خدا کمی استراحت بدید به اون دستاتتون...

+وایسا ببینم...نگین خانوم مگه شومااااا مدرسه و امتحان ندارید که هردقیقه اپ میکنی؟!

راسی باید به من چند روز مهلت بدید تا رمانت رو بخونم...آخه نمیرسم...ببخشید

ادامه نوشته

❤میراث❤4

سلووووووووووووووووم...!

بچه ها من از قبل بهتون گفتم من واسه امتحانا دیربه دیر میام پس گله مله نکنید...

راسی سایه...یه چیزی...من الان توجه کردم...

چرا من هرچی تواپ کردی برات نظر نذاشتم و فقط خوندم؟!

ببخشید...یادم نبود ولی قول میدم همه ی اینارو تابستون جبران کنم...

با اجازه بزرگترا...................................بای

ادامه نوشته

❤میراث❤3

خوب اینم قسمت سومش...

البته من میگم سوما وگرنه الان حقیقتا از فصل ششم گذاشتم تا نهم!!!

راسی گفته باشما کارای من مثه خانوم احساسی رو نظم نیس...

یه روز شنبه میام یه روز چهارشنبه یه روز دوشنبه...

معلوم نیس کی بیام......... ولی میام دیگه

با اجازه...

ادامه نوشته

❤میراث❤2

سلام...!

من اومدم با یه قسمت جدید...

راسی سیزده بدر کوجا رفتید...ما رفتیم چم...اینقدر خوش گذشت که نگو...

شمام بگید کوجا رفتید تا بدونم...با اجازه من رفتم...

باییییییییییییییییییییی!!!

ادامه نوشته

❤میراث❤1

قصد نداشتم الان آپ کنم اما حوصلم سر رفته...

تنهایی دارم تو وب میچرخم...

از اول صفحه میام آخر صفحه...

از آخر صفحه میام اول صفحه...

برین قسمت اولشو بخونین

با اجازه...........................!

ادامه نوشته

❤میراث❤

خوب...............

بچه ها اومدم رمان جدیدی و که میخوام بنویسم و بهتون معرفی کنم...

خلاصه این داستان...

پسری به اسم سامان به خواستگاری دختری به نام سمیرا میرود در حالی که جفتشان علاقه ای به هم ندارند و هردو منفعت خودشون را در نظر گرفتند … دختر برای گرفتن ارث کلانی که بعد از یکسال ازدواج از مادربزرگ مرده اش بدست می اورد حاضر به ازدواج شده و پسر برای این که برای کارهایش سرپوشی گذاشته باشد!  در این یکسال ماجراهایی برای این زوج اتفاق می افتد که سراسر ماجراهای بامزه ای است …

نویسنده این رمان یکی از کاربرای نود و هشتیاست به نام ana_s15

توجه...توجه...!

سلام دوستان...

با هماهنگیه دخی احساسی تصمیم گرفتیم یه روزی رو بذاریم واسه اینکه

همه بیایم نت...

هیچکس نمیتونه بهونه بیاره... چون خودتون ساعتش رو مشخص میکنید...

اگه نمیتونید بیاید به راحتی ساعت رو عوض میکنیم...

به همین علت هیچکس نمیتونه عذر و بهانه ای بیاره...

هرکی با این ساعت مشکل داره بگه تا عوضش کنم...

فردا که شنبه باشه ساعت 4بعد از ظهر همه نت باشیم دیگه...

*:-(||> give upخوبه؟!*:-(||> give up

+دوستان قرار شد هرکی مشکل داشت بگه...

سایه خانوم با ساعت4مشکل داره برا همین این ساعت موکول میشه به7شب...!

حالا هرکی با شنبه ساعت7 شب مشکل داره بگه...


+دوستان باز برنامه عوض شد...دخی احساسی با ساعت7فردا مشکل داره

به همین علت... موکول میشه به پس فردا یعنی یکشنبه ساعت4عصر...

هرکی مشکل داره بگه...


*:-(||> give up

+دوستان بازم برنامه عوض شد...

یعنی من از دست سایه خودکشی نکنم خعلیه!!!

سایه یه ساعتی رو قبول میکنه دخی نمیتونه...

دخی یه ساعتی و قبول میکنه سایه نمیتونه...

روااااااااااااااااااااااااانی شدم...

برنامه شد یکشنبه ساعت2ظهر...هرکی مشکل داره بگه...


+

مرگ من دیگه نه و نو نیارید...

تو رو خدا دیگه این ساعت و قبول کنید...

این دفعه عاشق با ساعت مشکل داره...البته باید بگم عذر عاشق کاملا موجه هس

دوستان این دفعه ساعت موکول میشه به فردا ساعت12شب...

دیگه کی مشکل داره...تورو خدا قبول کنید دیگه...


+بچه ها...

حالا که دارم فکراشو میکنم...میبینم بیخی شید بهتره...

دید و بازدید بخوره تو سرتون...دید و بازدید میخواید چیکار...

همینطور که نظر میذارید و از حال هم جویا میشید کافیه...

دیگه به خدا ساعتی به ذهن من نمیرسه که بگم...!

سایه میگه من میرم کافی نت...خوب اونم راس میگه دیگه...

کدوم کافی نتی ساعت12شب بازه...؟!


+اهم...اهم...

لیدیز اند جنتلمن طبق اخرین گزارشاتی که ما دریافت کردیم...

خانوم سایه کافی نت تشریف نمیبرن و فقط و فقط به خاطر خانوم عاشق گفتن...

به همین دلیل ایشون ناراضی از این که اسمشون به دروغ در کافی نت

نوشته شده اعتراض کردن و ما هم اینجا اعلام کردیم...

اطلاعیه...!

سلام دوستان

راسش میخواسم اسم رمان بعدیمو بگم

اما قبلش میخوام ازتون سوالی بپرسم و اونم اینه که...

شما رمان میراث رو خوندید یا نه؟!

اگه خوندید تا نظرمو عوض کنم ویه چیز دیگه بذارم اگه نخوندید تا همینو بذارم...

لطفا توی نظرات بگید...چون میخوام زودتر شروع کنم به نوشتن این رمان

❤نقاب عاشق❤24

خوب خوب خوب...

اینم قسمت آخر

آخیشششششششش بالاخره تموم شداااااااا

زود باشین نظر بذارید ببینم...

دوست دارم توی کامنتتون نظرتون رو راجب این داستان بهم بگید و...................

و میخوام یه بار دیگه این سوالو ازتون بپرسم اونم اینه که:

به نظرتون کدوم شخصیت داستان به جز آرسام باحال تر بود؟!؟!؟!

نظرتونم راجب حشمت بگید..................


ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤23

اینم یه قسمت دیگه

راسی متاسفانه محاسباتم درست در نیومد

برا همین به جز این قسمت قسمت دیگری هم هس...

با اجازه بایییییییی

راسی

نظررررررررررررررر یادتون نرهههههههههههه

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤22

خوب...

سلاااااااااااااااااام

خوفید؟؟؟!

دلم براتون شده بود یه چیکههههههههههه

اینم قسمت بعدی....برو تا بریم..

راسی این قسمت یکی مونده به آخره هاااااااااااااااا

ادامه نوشته

چهارشنبه سوریـــ ــ

http://vispooran.persiangig.com/image/amniye/4shanbe%20soori.jpg

یووووووووووووووووهووووووووووووووووو

شب مورد علاقه منم رسید...

چهارشنبه سورییییییییییییییییی رو میگم بابا...

من الان بقل دستم به جز لب تاب

بمبی هس،کپسولی،بمبک هس،جیغی هس،آبشاری هس،شش زمانه

هس و کلی دیگه...........

یعنی باورتون نمیشه یه دستم به کیبرد هس یه دستم به ترقه...!!!

ولی میخوام به قولی که به دخی جون دادم عمل کنم...

http://www.akairan.com/aka-app2/aka/2012122163301.jpg

چن تا جمله قشنگ براتون میذارم حال هواتون عوض شه

http://img.maxpix.ir/4shanbe-sori-4.jpg


سرخ میشوی، وقتی میشنوی: دوستت دارم

زرد میشوم، وقتی میشنوم: دوستش داری

چهارشنبه سوری راه انداختیم سرخی تو از من ، زردی من از تو

همیشه من میسوزم و همیشه تو میپری . .

http://www.chanter.com/yves/photos/2000-01-06/2000-01-01-Paris-Feu%20d%27artifice%203.jpg

سلامتیه اونایی که براشون مثل آتیش چهارشنبه سوری بودیم

همه وجودمون تو آتیش عشقشون سوخت تا اونا با شادی از رومون بپرن و رد بشن

http://www.takpayamak.com/wp-content/uploads/2012/03/SMS_4_Shanbe_Soori.jpg

خوب دیگه اون دوتا جمله عاشقانه آرامش قبل از طوفانه...

حالا بعد از طوفان و داشته باشید...

http://8pic.ir/images/h7h0j4hpc8hx38tzb7d4.jpg

خووووووووووووووووووووووووووووب میرسیم سر اصل مطلب یعنی ترقه و اتیش سوزییییی

وای که من عاشق هیجان و اینکاراااااااااااااااااااااااااااااااام

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق...

بومـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق

http://rab13.vastblog.com/show_pics_any.php/?pic=rab13_Posts_1331542801.gif

خوب الان دیگه رنگ و رو خودتونو عوض کنید!!!!!!!

یعنی:

پریدن از رو آتیش...

همگی با هم....

سرخی تو از من  .................. زردی من از تو


❤نقاب عاشق❤21

قصد داشتم دوتا پست بذارم...

اما این یکی هم اشانتیون روش قبول کنین...

واسه جبران هنوز خعلی کارا مونده...

در ضمن امشب موقع ترقه بازی منو هم به یاد بیارین چون من عاشق این کارم...

با اجازه من رفع زحمت کنم

فقط یه چیز دیگه

نکنین همش یه نظر بدیناااااااااااااااا....

خداوکیل سه تا پست تپل گذاشتم باید بیشتر از سه تا نظر تپل به من بدید...

بایییییییییییییییییی

+راسی یه چیزی...وب کل کل پسر دایی با دختر عمه دوباره راه افتاد

http://poone-sina.blogfa.com/

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤20

اینم قسمت بعدیش...

فقط یه چیزی نظر یادتون نرهههههه هااااااااااااا

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤19

سلاااااااااااااااااااااام

بی هیچ حرفی اول از همه یه عذرخواهی بزرگ از همه دارم

به خاطر تاخیری که این مدت داشتم...

دخی جون ببخشید.....

میدونم خعلی وقته سری نمیزنم اما باور کن که مشکلات زیاد بود ولی اومدم

تا همه رو جبران کنم.!

امیدوارم با این پست و پست بعدی که مینویسم دیگه از دستم ناراحت نباشین

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤18

خوب... خوب... خوب

میدونم خعلی دیر گذاشتم اما باور کنین وقتی میبینم کسی برام نظر نمیذاره دپرس میشم و میگم:

-وقتی کسی برات نظر نمیذاره مرض داری میذاری؟؟!!!!!!!

به جز دخی احساسی کسی نمیخونتش... خوب من باید برم سر به بیابون بذارم

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤18

سلام .

بدویین ادامه مطلب که اگه ببینین آرسام چجور آدم شده کف میکنین.........................!

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤17

ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام به همه (حتی شما دوست عزیز)

خوبین؟

اینقدر دلم واستون تنگ شده که نگو...

امروز اومدم فقط از همتون شکایت کنم .

از دخی شروع میکنیم...

دخی که اصنن کلا یادش رفته یه وب به اسم بیا بنویس از... داره یعنی اگه این

عاشق نبودا الان این وبه فسیل شده بود........!

اون دلی که باور کنین اصن افتخار نمیده مارو هم نگا کنه چه برسه که یه

آپی برامون کنه...!

این عاشقم که از بس تعریفش کردم چشمش زدم چون دیگه نمیاد!!!

پاپیون هم که از بس این اقا کامران ازش تعریف کرد که فعاله رفت و پیداش نشد!

سحر و که هیچی... سحر و نگید که تا حالا اصن افتخار نداده یه نگا هم به ما بکنه!

خوب میریسم سر خودم ...گلی در گلستان!!!

منم باور کنین از بس شما نیومدی دیگه حس اومدن به این وبو ندارم چون میگم وقتی

کسی نیس که بخواد ریختتو ببینه رو چه حسابی میای؟؟؟

خعلی همتون بی معرفت و نامردید (حتی شما دوست عزیز)

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤16

سلام به همه... از دخی احساسی گرفته تا سحر که هنوزم زیارتش نکردیم...!

خوفید؟؟؟

وای من که اصن خوب نیسم اینقدر دلم واسه تابستون تنگولیده که نگووووووووو

اون موقع ها هرروز پای نت بودیم... همیشه من و دخی و دلی و عاشق و... بودیم

و با هم میحرفیدیم اما الان شصدسالی یکبار میایم نت ...

تازه وقتیم که میام فقط نظرای همدیگرو میبینیم

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤15

سلوووووووووووووووووووووم

نمیدونم چرا امروز اعصابم خورده... !

حوصله هیچکسو نداشتم... حتی دوستام! ! !

اما به خاطر قولی که به زنم(دل شکسته) دادم مجبور شدم بیام

ادامه رمانو گذاشتم برید بخونید و حتما نظر بدید

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤14

سلووووووووووووووووووم

آهای اونایی که رمان منو میخونین من ازتون یه نظر خواسمااااااااا... !

باور کنین از طلاهای وبتون کم نمیشه اگه توی اون نظرسنجی که گفتم شرکت کنین

منتظر نظراتتون هسم

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤13

سلووووووووووووووووووووم

واقعا عذرخواهی میکنم

میدونم خعلی وقته آپ نکردم اما باور کنین امتحانام شروع شده و وقت نمیکنم بیام

راسی یه سوال اونایی که تا اینجا این رمانو دنبال کردن میخوام بدونم از کدوم

شخصیت بیشتر خوشتون اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... لطفا جواب بدین ... برام مهمه

(من خودم از حشمت(نقش جدید رمان)خعلی خوشم میاد)

زود برین ادامه مطلب بقیشو بخونین چون قسمتای حساسشه که دارم مینویسم

باور کنین از بس گفتم نظر بدین موهام سفید شد

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤12

سلووووووووووووووووووووووم

این قسمت مثه قبل زیاد نیس اما ...

بدترین قسمت این رمان که واقعا اشک من رو در آورد

برید بخونید تا بفهمید هم قسمتای اولش اشکمو در آورد هم آخرش

گریهگریهگریه

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤11

سلووووووووووووووووووم

راسش اگه برید توی نظر های آپ قبلیم نگاه کنید یه دختر خانوم به اسم نیلوفر گفته

بودند که :

"دوست خوبم فکر نمی کنی حداقل کاری که می تونی بکنی اینه که اسم نویسنده ی رمان

رو بذاری یا دست کم درست بذاریش؟؟؟؟

این رمان رو آنیتا.س از نود و هشتیا نوشته که به anital معروفه. برای برداشتن رماناش

هم باید ازش اجازه بگیری."

به نظر من حرف این دختر خانوم درسته و منم نمیدونستم که باید اول کار بگم این رمان

مال کیه. من فک میکردم فقط مدیر وب بدونه کافیه... حالا هم من همین جا از نویسنده

این رمان عذرخواهی میکنم که اسمشون رو توی اولین آپم نزدم... هر چند که اولین آپمو

درست کردم(برید نگاه کنید میفهمید) اما بازم میگم این رمان مال آنیتاس که یکی از

کاربرای سایت نودو هشتیان و من خعلی از رمانای که مینویس رو دوس دارم .

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤10

اصلا من دیگه هیچی نمیگم

فقط میامو زود زود آپ میکنمو میرم

بای

گریهگریهگریه

عصبانی

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤9

سلوووووووووووووووووووووم

واقعا که ...!!!

اصلا شما برتون مهم هس که من مرده باشم یا زنده؟؟؟؟؟؟گریه

میدونم مهم نیسا ولی حداقل برا حفظ آبرو هم که شده ازم احوال میگرفتین ببینین چرا

نیومدم شاید واقعا داشتم میمردمسوالعصبانی

وقتی توی این همه روز همون چهار تا نظر و دیدم دوست داشتم کامپیوتر و توی

سر خودم خورد کنم

اصن بیخی فقط اومدم بگم ادامه داستانمو براتون گذاشتم اگه زحمتی نیس بخونین و برام

هورانظر بذارینهورا

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤8

سلوووووووووووووووووووووم

ایندفعه به خاطر دل شکسته جون میذارم چون جون خودش بهم باج داده

(با اون باج دادنش که چهار خط مینویسه فک میکنه شق القمر کرده)

خلاصه ما که همیشه به چیزای کم راضی هسیم اینم روش ... شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

اگه من به چیزای کم راضی نبودم وقتی شما برا آپ قبلیه من 6تا نظر میذارین من

که نباید آپ جدید کنم ولی دیدید که کردم آخه شیش تا نظر انصافه

(همش تقصیر این دخی احساسیه... نظرامو چشم زد)

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤7

سلام بر تمامیه دوستان با معرفت و بی معرفت مجازی

وووووووووووووویی نمیدونین چقدر خوش گذشت راسش چون رفته بودیم چهارمحال بختیاری

و منم جایی رو جز شمال نمی پسندم کلی بهونه گرفتم اما بازبا وجود دائی و زن دائیم که

خعلی دوستشون دارم و سینا که باعث شد من از اول تا آخرشو بخندم خعلی بهم خوش

گذشت و سفر خاطره انگیزی رو برام به ارمغان آورد .

ولی باورتون نمیشه انقدر دلم براتون تنگ شد که نگووووووووووو


ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤6

سلووووووووووووووووووووووم

راسش نمیخواسم به این زودی آپ کنم اما دارم میرم مسافرت و دخی احساسیمونم

گفته باید آپ کنی.

(ما هم که غلام حلقه به گوش علیا حضرت هسیم پس مجبوریم اطاعت کنیم)

اومدم بگم که من که رفتم نکنه فراموشم کنینا یادتون باشه یکی پشت این  کامپیوتر

هس که وقتی نظراتتونو میبینه خعلی کیف میکنه و خعلی خوشحال میشه .


ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤5

سلوووووووووووووووووووووووووم

ممنون از نظرای قشنگتون خعلی حال کردم

ولی باید بدونید که هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

                                                             (بنیاد امور آپ های کم نظر)

                                                                             


ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤4

سلووووووووووووووووووم

رسیدیم به جای حساس داستان اینجای داستان که مسیر زندگیه

همه رو عوض میکنه فقط یه خورده ناراحت کنندن آخه ...

ولش کن اصن خودتون برین بخونین

نظر یادتون نره

ادامه نوشته

تولد تولد تولدت مبارک ...

سلوووووووووووووووووووووم

میدونین من عاشق هدیه دادن توی روز تولدم اما بالاخره هر کاری بکنم

نمیتونم به دخی احساسیمون هدیه بدم واسه همین میخوام اینجا

براش تولد بگیرم هر چند که مثه تولد واقعیش نمیشه اما باید به

بزرگواریه خودش ببخشه پس حالا شروع میکنیم...

1 2 3

حالا دست دست دست بیا جون ننه اقدس بیا

آمنه آمنه لب کارون چه گلی کاشتی ...

                                                            

نه این قدیمی شده بذار یه آهنگ دیگه بخونم ... ناری ناری ناری...

نه از ناری ناریم خوشم نمیاد اصن حالا همگی یک صدا میگیم:

نیکی باید برقصه از ... نترسه (ببخشید این تکه رو اعلام نکردم چون

میدونم نیکی جون سر به تن بنده نمیگذارد)...

لیدیز اند جنتلمن دیگه رقص کافیه میریم سراغ کیک تولد ...

از الان بگم کیک تولد دوستمو جوری سفارش دادم که به موضوع

وبمونم بیاد. اینم عکسش

خوب کیکم که دادیم حالا نوبت میرسه به کادو ها که من عاشق این

لحظه ام هم دوست دارم کادو بدم هم دوست دارم کادو بگیرم

(البته بیشتر دوس دارم کادو بگیرم تا بخوام کادو بدم)

و حالا کادوی تولد دخی احساسی ... قبل از هر چیزی باید بگم هدیه ای

که میخوام بدم مجازیه ولی کلی زحمت کشیدم واسه پیدا کردنش

خعلی توی اینترنت گشتم تا هدایایی رو که لایق دوستم بود پیدا

کردم همیشه که نباید هدیه ای که بهت میدنو بگیری دستت

یه موقعی هم پیش میاد که باید فقط هدیه تو ببینی ... مثه الان

این از شکلاتاش که خودم خعلی دوس دارم...

فقط یادت باشه بعد از تولد باید یه خورده هم به خودم بدیاااااااااااااا

اینم بادکنکاش که براش درست کردم

اینم از هدیه ی اصلی ...

خانوما و آقایون شام آمادست پس

بفرمایید شام

بعدشم بگید ببینم دست پختم خوبه یا نه ...

خوب تولد در حال تموم شدنه فقط میخوام واسه نیکی جون دعا کنم

شما هم کمکم کنید

ایشاالله 100 سال زنده باشی و یه روزی با بچه های قد و نیم قد

تولد بگیری و همیشه و همه جا خوشبخت و سر بلند بیرون بیای





❤نقاب عاشق❤3

سلوووووووووووووووووووم

ادامه رمانم و نوشتم ... راسی ممنون به خاطر نظرهای خوبتون

بازم از این کارا بکنین خوشحال میشم

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤2

سلووووووووووووووووووووووووم

خداوکیلی یه نگاه به نظرای آپ قبلیم بکنید ...

آخه این انصافه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این تن بمیره نظر زیاد بذارید دیگه

ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤1

سلووووووووووووووووووووووووووووم

من میخواسم نظر زیاد باشه تا آپ جدید کنم اما دوستام بهم گفتن تو که هنوز هیچی

ننوشتی چطور انتضار داری بقیه بهت نظر بدن اصن بایدراجب چی نظر بدن ؟؟؟؟؟؟؟

منم یه خورده فک کردم دیدم راس میگه واسه همین آپ کردم ولی هواستون

باشه هاااااااااااااااااااااااااااااا فقط از سر این یکی آپم با نظر کم گذشتم وگرنه اگه به بقیه

آپام کم نظر دادین رمان به این خوشگلی رو براتون نمینویسم



راسی تولدمم بودا یادم رفت بگم
ادامه نوشته

❤نقاب عاشق❤


سلووووووووووووووووووم

وای نمدونین با چه بدبختی اومدم خودمو تیکه تیکه کردم تا تونستم بیام ...

راسش من اومدم تا رمانی و که خودم خعلی دوسش دارم و براتون بذارم تا

شما هم لذت ببیرن ...

اسم این رمان نقابه عاشقه که از زبون یه پسری هست که ادم چشم

گوش بسته ای نیس و خیلیم پولداره ، یه دوست داره که از اول دبستان

با اون بوده وخیلیم دوسش داره که یه روزی ...

راسی من گفته باشمااااااااااااااااااااااااااا

در صورتی رمانو مینویسم که برام نظر بذارین

یه چیز دیگه:

به خاطر اعتراض بعضی ها که گفته بودن باید نام نویسندشم باشه

میخوام بگم که این رمان از یکی از کاربر های سایت نودوهشتیا به

اسم آنیتا هس که من خعلی از این نوسینده خوشم میاد و بیشتر

رماناشو خوندمو همشونو دوس دارم و باید بگم که این داستان

واقعی هس و آنیتا هم توی بعضی از قسمتاش حضور داشته